آرادی و روز اول مهد کودک 95/1/26
و اما روز موعود فرا رسید امروزشنبه 26/1/96 گل پسرمان رو بعد از 3 سال و 7 ماه تمام آوردیم مهد کودک دانشگاه شهیدبهشتی. صبح که بهش گفتم آرادی بیدار شو میخوایم بریم مهد کلی گریه کرد و بهونه گرفت که نه من میخوام برم خونه ی مامانی ولی بعد از کلی شعر و غزل خوندن بالاخره راضی شد که بریم. اولین دقایق ورود به مهدش مصادف شد با اردوی کتابخونه مرکزی برای همین امروز پسرمان دوتا اولین رو تجربه کرد یکه اولین اردو و دیگری اولین روز مهد. تقریبا یک ساعت بعد ترهم رفتم تا براش میوه ببرم دیدم تو حیاط داره با بچه ها بازی میکنه و داشتم تلاش میکردم که منو نبینه ولی کاملا ناموفق بودم. دوید اومد پیشم و گفت: مامان ما رفته بودیم اردو روب...







